در این متن فقط مفاهیمی از طراحی فرش گفته می شود امیدوارم در آینده بتوانم آنرا کاملتر و بهتر کنم .بطور کلی میتوان گفت که نقش و نگارهای فرش زبان گویای یک فرش میباشند و بدون آنها فرش مرده است.

تاریخچه

 محیط اطراف ما را اشکال و طرحهای متفاوت دربر گرفته اند که هرکدام از آنها به طریقی مفهومی را دربر می گیرند و یا بیان کنندهٔ موضوعی خاص میباشند. شکل ، مفهومی است گسترده و بسیار فراگیر که هر مورد قابل تصوری را دربر میگیرد اعم از شکل ظاهری اجسام تا کلمات، ارقام، حروف و نشانه های مختلف که هرکدام به طریقی ذهن ما را متوجه مفهوم خاصی میکنند. مثلاً کلمه «آب» که ذهن ما را متوجه سیال بودن، تشنگی، جاری بودن … می کند و یا شکل دایره که مفهوم کامل بودن، بسته بودن و … دربر دارد. به طور کلی می توان گفت که هر شکل نشانه ای است، نشانه ای که مفهومی جدا را زنده می کند و نشانه ها بر دو گونه اند : نمادین و غیرنمادین .

 زمانی که میخواهیم مفهوم «درخت» را نشان دهیم می توانیم آنرا با کلمهٔ درخت و با نشان و شکل خاص آن ‡ مشخص کنیم ، اما آیا مفهوم عشق ، دوستی ، تفکر و از این دست را که جنبه بیرونی ندارند را می توان با نشانه مفهوم کرد؟ اینجاست که « نماد» به کمک ما می شتابد و عشق را مفهوم می کند.

پروفسور گوستاویونگ در کتاب « انسان و سمبلهایش » می نویسد : «وقتی انسان برای گنجانیدن بعضی مفهوم ها در نشانه با مشکل روبرو شد، دست به دامن نماد می گردد چرا که نماد قدرت بیان او را افزایش می دهد.» نشانه ها اشکالی هستند قراردادی که انسان در طول تاریخ بوجود آورده است. H نشان حرف هشتم از حروف لاتین می باشد که در هر کلمه ای نقش خاصی را ایفا می کند، اینکه چرا این شکل و نشانه به عنوان حرف هشتم حروف لاتین انتخاب و قرار داده شده، معلوم نیست، مهم آنست که ما در طول تاریخ گذشته آنرا از گذشتگان گرفته و پذیرفته ایم.نشانه ها به سبب اینکه بیانگر شکل ظاهری اجسام هستند، معمولاً در تمامی فرهنگ ها و تمدن ها مفهومی مشترک را بیان می کنند ولی نماد چون ریشه در فرهنگ و ذهن مشترک یک تمدن دارد در هر فرهنگی دارای معنا و مفهوم خاصی است و اگر برخی نمادها در فرهنگ های مختلف معنای مشترک دارند به علت نقطه اشتراک بودن آن مفهوم در آن فرهنگ ها می باشد. به عنوان مثال «اژدها» در فرهنگ ایرانی نماد شیطان و روح پلید است و در فرهنگ چینی ها نمادی مقدس و مظهر قدرت و پاکی است. از طرفی « بته جقه» هم نماد ماهی است و هم نماد سرو خمیده، پس میتوان گفت که بته محل تلاقی دو فرهنگ مختلف می باشد .

 نماد ، زبان گویای هر فرهنگ و تمدن است که ریشه در تاریخ آن تمدن دارد.

 با بررسی طرح ها و نقوشی پیدا شده در غارهای متعلق به ماقبل تاریخ پی به ذوق و فطرت هنرمندانهٔ انسان های اولیه می بریم که اکثراً با تقلید از طبیعت و محیط اطراف و با کمک از فطرت ناخودآگاه خود نقوش بدیع و انتزاعی آفریده اند.این طرحها بیشتر جنبه آیینی داشته و ارضاءکننده فطرت پرستشگر انسان می باشد که در نقاشی های خود با یاری گرفتن از نیرویی غیبی سعی در غلبه بر طبیعت و دشمنان خود دارد، کشیدن تصاویری که در آنها حیواناتی را نشان می دهد که به وسیله انسانها شکار می شوند نشان از آن دارد که خود را برتر و قوی تر از دیگر مخلوقات نشان دهد. در طرح هایی که انسانهای اولیه از خود بجای گذاشته اند نشانی از جنبه تزیینی و زیباشناسانه نمی بینیم و این بعدها در مسیر هدف هنرمند قرار گرفت. انسان در وحله اول جنبه کاربردی قضیه را مد نظر قرار داد و طراحی را وسیله ای برای بیان افکار، اندیشه ها، آداب و مذاهب خود بکار برد، طراحی وسیله ای شد برای ارتباط بین انسان ها که در مسیر تکاملی خود، منجر به اختراع خط شد . طراحی زبانی است زنده که عواطف و روحیات درونی هنرمند را عیان می کند و به او این امکان را میدهد که به راحتی با دیگر انسانها ارتباط برقرار نماید .انسان طرح هایش را بر در و دیوار غارها و بعد بر روی بیشتر د ست ساخته های خود اعم از سفال، ابزار و وسایل زندگی و نیز بر روی فرشها و زیراندازهایش حک کرد و به این طریق در دنیایی از طرح و نقش فرو رفت ، دنیایی پر از طرحها و رنگهای متفاوت.

 با شنیدن اسم طراحی سنتی اولین موردی که به ذهن می رسد طرح های تزیینی با ترکیبی از ختایی ها و گلهای شاه عباسی همراه با اسلیمی و … می باشد. در این که موتیف ها ( واگیره یا تکرار)  جزء طرحهای سنتی هستند شکی نیست اما طرحهای سنتی فقط به چند عنصر و یا چند موتیف خاص محدود نمی شود و در اصل طراحی سنتی مشتمل است بر طرح ها و نگاره هایی که نشان دهندهٔ فرهنگ، آداب و رسوم و سنتهای رایج در جامعه مربوطه می باشند، که حال این مقوله نیز همانند بسیاری موارد دیگر از یک تمدن در گذر زمان و با تغییر و تحول در فرهنگ و آداب و رسوم آن جامعه، تغییر  می یابد و چهره ای نو که دربرگیرندهٔ سنت های قدیمی است به خود می گیرد.طراحی سنتی هم جنبه معنوی و کاربردی دارد و هم جنبه ظاهری و تزیینی. ازنظر معنوی شامل تمامی نمادها و نشانه هایی است که به شکلی مفهومی خاص را بیان می کنند و در اصل قسمتی از فرهنگ و سنت یک جامعه هستند و از نظر ظاهری حسن زیباشناسانه و ذوق سرشار هنرمند طراح را عیان می کند که با استفاده از هنر طراحی و ظرافت های موجود در آن، اثری بس زیبا و دلفریب بجای می گذارد.

در گذر زمان ذوق و خلاقیت هنری هر جامعه ای از سنن زندگی و سوابق تاریخی و محیطی آن قوم ریشه و الهام می گیرد و غالباً این ذوق و استعداد در یک یا چند رشتهٔ خاص متبلور می شود. از جمله هنرهایی که در این سرزمین به مرور زمان به کمال رسیده است و ذوق هنرمند ایرانی در پهنهٔ آن فرصت تجلی وافر یافته هنر قالیبافی است. دلیل این شکوفایی و تعالی را علاوه بر خصوصیات ذاتی ایرانیان مانند هنردوستی وبردباری، باید در وفور مواد اولیهٔ تولید فرش از قبیل پشمهای مرغوب و انواع گوناگون گیاهان رنگدار دانست. فرش به عنوان نمودی از تفکر و اندیشه بشری و متاثر از حس نوجوئی او در طول تاریخ خود با نشیب و فرازهایی روبرو بوده است. گاه با فراغت فکری هنرمندان و محیط مناسبی که برای رشد و شکوفایی هنر ایشان ایجاد گردیده به حد اعلای خود رسیده است و گاه صدماتی که بر اثر مصائب طبیعی و غیرطبیعی بر پیکر جامعه وارد شده آن را به دورهٔ نهفتگی و خمودی سوق داده است. بدون شک قدمت استفاده از زیرانداز به زمانی می رسد که انسان به فکر ساختن سرپناهی جهت تامین آسایش خود افتاد.

بافت انواع زیرانداز نیز همزمان با پرورش دام و استفاده از پشم آن بدین منظور بوده است، و انسان پس از بهره وری از پوست حیوانات به اهمیت الیاف پشمی پی برده و به مرور زمان به صورت های گوناگون و از طریق بافتن گلیم و قالی از آن بهره گرفته است. این زمان بی تردید مصادف با تغییر زندگی بشر از مرحله توحش و زیست انفرادی در غارها به چادرنشینی و معاش خانوادگی و قبیله ای و اعتلای فکری او بوده و انسان پس از احساس نیاز به این تغییر وضع جهت تامین آسایش بیشتر خویش بدان گردن نهاده است.مطلب فوق نقل و قولی بود از تاریخچهٔ فرش ایران با مقاله ای به همین نام که آقای محمود نائبزاده زحمت تالیف آنرا کشیده اند. حال این سئوال مطرح است که آیا تاریخچه طراحی فرش با شروع تولید اولین فرش های دست ساز بشر منطبق است؟

همانطور که در بخشهای گذشته ذکر شد انسان های اولیه بعد از آنکه موفق به اختراع طرح و نشان شدند. طرح های خود را از روی در و دیوار غارها به روی دیگر دست ساخته های خود و از جمله زیراندازهایشان انتقال دادند و شاید بتوان گفت که منشا طراحی فرش از همان دوره آغاز شد، از طرفی چون زیراندازهای دست ساز آدمی هماره از مواد زود زائل شونده ساخته می شدند از فرشهای اولیه نمونه ای برجای نمانده و آن طرح های اولیه فقط بر در و دیوار غارها و برخی ابزار و وسایل فرسوده نشدنی خودنمایی می کنند. با کشف قالی پازیریک پنجره جدیدی رو به گذشته فرش جهان و از آن جمله طراحی فرش باز شد، فرش پازیریک قدیمی ترین نمونهٔ فرشی است که دارای طرحی سازمان یافته و از قبل تهیه شده است که مسائل بسیاری را در مورد سابقه طراحی فرش روشن می سازد . مسلماً به علت تبحر و مهارتی که در طراحی این قالی به کار رفته سابقه طراحی فرش منطقه (ایران) – به علت شباهت بسیاری از طرح های قالی پازیریک با طرح های تخت جمشید و طرح های دیگر ایرانی – به سالها و حتی قرنها قبل تراز دورهٔ بافت این قالی برمی گردد . با بررسی طرح ها و نقوش مختلف قالی در دوره های گذشته پی به این مطلب می بریم که بسیاری از این طرح ها همان طرح هایی است که بر در و دیوار بناهای تاریخی و یا بر روی سفال ها و دیگر وسایل به کار رفته است و چون قالی کالایی است که به مرور زمان از بین می رود می توان سیر تحول طرح های قالی را بر روی در و دیوار بناها و نقش و نگار کاشی ها و سفال ها دنبال کرد. پس حتی میتوان دورهٔ قبل از بافت قالی پازیریک – قرون چهارم و پنجم ق.م – را با بررسی نقوش و طرح های بجای مانده بر روی دیگر آثار باقیمانده از آن دوره ها بررسی و تجزیه و تحلیل نمود .

در دوره های قبل از استقرار آریایی ها و قبل از تاسیس تمدن هخامنشی، حکومتها و تمدن های کوچک محلی در بخش های مختلف از فلات ایران وجود داشتند که اکثر آثار و طرح های بجای مانده از آنها دارای ویژگی های محلی و بومی خاص آن تمدن می باشند. اما با روی کار آمدن تمدن بزرگ هخامنشی که وسعت آن از غرب به شرق دنیای آن زمان می رسید، فرهنگی جدید و آمیخته از بسیاری خرده فرهنگ های محلی و وام گرفته شده از تمدن های دیگر بوجود آمد، به علت جنگ های مداوم میان ایرانیان و دشمنانی چون یونانی ها، ازتک ها و سکاهها تبادل فرهنگی بسیار اتفاق افتاد و این خود در آثار هنری بجای مانده از آن زمان به چشم می خورد. از طرفی چون حکومت هخامنشی حکومتی عظیم و دارای کاخ هایی بزرگ و پرشوکت بودند مسلماً در این دربار قالی هایی خوش آب و رنگ و بزرگ وجود داشته است که احتمالاً دارای طرح هایی برگرفته از طرحهای ایرانی و طرح هایی وام گرفته از دیگر تمدن ها بوده است و قالی پازیریک نمونهای کوچک و در اصل پوششی بوده است که بر روی اسب انداخته می شده است . در مورد بافت قالی هایی با طرح های محلی و بومی می توان گفت که طرح های این قالی ها نیز بسیار نزدیک به طرح های قالی های درباری بوده است البته با اصالت و سادگی بیشتر . با نگرشی در هنر دوره های بعد از هخامنشی نظیر اشکانی و ساسانی می بینیم که محور اصلی هنرها شخص شاه و مذهب آن دوره ( مهر پرستی ) بوده است.

در نقش برجسته های باقیمانده از این دوره، شاه را در حال گرفتن حلقه قدرت از اهورامزدا و یا در حال شکار و غلبه بر دشمن خود می بینیم. به احتمال بسیار زیاد از این تصاویر بر روی قالی های بافته شده در آن دوران نیز استفاده می شده است و حتی شاید وجود مرکزیت در فرش ( ترنج ) نیز به عنوان سمبولی از مهر از آن دوره شکل گرفته باشد و یا نقش ماهی درهم و یا نقشه محرابی که هرکدام به طریقی به آیین مهر اشاره دارند . قرائن تاریخی موید این نکته است که قالی بافی در زمان ساسانیان رونق داشته است . در ارتباط با این مطلب سالنامهٔ چینی (سوئی) sugi مربوط به سالهای ۵۹۰ تا ۶۱۷ میلادی یعنی اندکی پیش از انقراض سلسلهٔ ساسانیان در میان کالاهای ایرانی از قالی نام می برد . یکی از فرش های معروف این دوره، فرش « بهارخسرو» است که در کتاب تاریخ طبری (۳۱۱ - ۲۲۵ هـ ق) نیز مطالبی به شرح زیر دربارهٔ آن فرش آمده است:« … که یک قالی بسیار عالی کار ایران موسوم به بهارخسرو در قصر تیسفون به طول ۴۵۰ قدم و عرض ۹۰ قدم موجود بوده است … » وجه تسمیه این قالی بدان جهت بوده است که نقش آن نمایانگر باغی آراسته با گلها و پرندگان و جویهای آب روان بوده است. در مورد این فرش زربفت و گرانبها دو نظر وجود دارد . یکی آنکه هنگامی که خسروپرویز پادشاه ساسانی مغلوب «هراکلیوس» امپراتور روم شد این فرش به دست سپاهیان غالب افتاد و نظر دیگر آن که این همان فرش معروف «بهارستان» است که در شکست یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی سپاهیان عرب آن را به غنیمت بردند در کتاب تاریخ بلعمی نیز در فصل گشایش مداین، در باره فرش بهارستان آمده است: « اندر خزینه فرشی بود یک بساط، سیصد رش بالا اندر شصت رش پهنا، و آن را فرش زمستانی خواندندی و ملکان عجم آنرا اندر زمستان باز کردندی و بر روی آن نشستندی، بدان وقت که اندر جهان سبزی و شکوفه نماندی … چنانکه چون بنگریستندی، پنداشتندی که مبقله (سبزهزار) است. یا کشتزاری و اندر آن همه گوهرها اندر نشانده، به رنگ (هرچه) اندر همهٔ جهان اسپرغماست و شکوفه » با توجه به مطالب فوق متوجه رشد و شکوفایی هنر و از جمله هنر طراحی قالی در این دوره می شویم . با ظهور اسلام و حمله اعراب به ایران دور جدیدی از تاریخ ایران رقم می خورد. اعراب چادرنشین و صحرانورد بودند و بسیار ساده و دور از تجمل زندگی می کردند و چون با هنر تجملاتی ساسانی آشنایی نداشتند با ورود به ایران بسیاری از آثار هنری از جمله فرش موسوم به بهارستان را که در کاخ مدائن قرار داشت از بین بردند و به علت بیثباتی اوضاع ، هنر قالیبافی تا سالها راکد و بیرمق ماند اما به علت فرهنگ عظیم و غنی ایرانیان که ریشه در تاریخ داشت، اعراب نیز در این فرهنگ هضم شده و با آن هم سو گردیدند، البته نباید از نقش اسلام در باروری و احیاء دوباره هنر ایرانی غافل ماند، بعد از تاسیس حکومتهای اموی و عباسی باز قالی هایی با طرحهای زیبا و درخور دربار بافته شد، احتمالاً در این دوران به علت حرام دانستن تصویرنگاری از سوی اسلام، بر قالیها بیشتر نقوش طبیعت و گل و گیاه همراه با کتیبه هایی به خط کوفی رواج یافته و شاید از این دوران بوده است که اسلیمی Arabesce در هنر سنتی ایران راه یافته است و سیر صعودی طراحی قالی با قالبی جدید و ثابت شده تا نقطه اوج - دوران صفویه – ادامه پیدا کرد. مسلماً در تمام این دوران ها قالیبافی به صورت بومی در اکثر نقاط ایران وجود داشته است اما به علت جنگ های مداوم و به وجود آمدن حکومت های محلی متعدد و فقدان یک حکومت مرکزی مقتدر در طول این سالها هنر قالیبافی نتوانست آنطور که باید و شاید چهره بنماید . با اینکه از این دوران نمونه ای از هنر قالیبافی برجای نمانده اما می توان با مشاهده آثار باقیمانده از بناها و کاشیکاریها و نقوش باقی مانده بر روی ظروف پی به ذوق و قدرت هنرمندان این دوره از تاریخ ایران برد و مسلماً بسیاری از این طرح ها و نقوش بر روی قالی های بافته شده در این دوران بکار می رفته است . با روی کار آمدن حکومت صفویه در ایران، فرش به عنوان هنر ملی این مرز و بوم حیات دوباره یافت.

« فرشهای قبل از صفویه، احتمالاً شبیه فرش هایی بوده اند که در آناتولی تولید می شدند. آنها از جنس پشم با طرحهای سراسر و اشکال هندسی ریز شکل گرفته از محیط پیرامون زندگی روستایی و ایلیاتی بافندگان آنها بوده اند. از طرف دیگر، فرش های درباری صفوی، منعکس کننده تولیدات زیبای کارگاه های دربار بودند این فرش ها از پشم، نخ، نقره و فلزات به کار رفته در تار و پود آنها تشکیل شده بود. کیفیت بسیار بالای مواد به کار رفته در این فرش ها، باعث پیدایش گره های ریزتر و تعداد زیادتر گره آنها، نقوش گردان بسیار پیچیده با اسلیمی ها، ترنج ها و طرح های تصویری بسیار زیبا گردید.» در این دوران بود که فرش به عنوان هنری کلاسیک خود را به جهانیان نمایاند و همگان به قدرت ایرانیان در زمینه تولید قالی که در نهایت زیبایی و هنر بود، آگاهی یافتند. مسلماً علت توانایی هنرمندان عصر صفوی در خلق آثاری بدین عظمت سوابق طولانی ایرانیان از زمانهای گذشته بوده است، چرا که چونان روز روشن است قالی هایی با سبک کلاسیک ابتدایی از صدها سال قبل از صفویه در ایران بافته می شده است هرچند متاسفانه آثاری از آنها باقی نمانده است. با دقت در آثار هنری باقیمانده از دوران صفویه و حتی قبل از آن در دوره تیموریان که همزمان با مکتب هرات و شروع به کار مکتب تبریز می باشند، این نکته نتیجه می شود که نه تنها هنر قالیبافی ( طراحی فرش ) در این دوره درخشش پرنور داشت بلکه هنرهایی چون کاشیکاری، معماری، نقاشی، تذهیب و کتابسازی نیز به اوج زیبایی خود رسیده بودند و چون بیشتر هنرمندان طراح قالی در این دوره خود از تذهیب کاران و نقاشان صاحب مکتب بوده اند، هنر طراحی فرش نیز به سبب آن در قالب همان مکتب های تذهیب و هنر آرایش جلد کتاب، بر روی فرش پرورش یافت و به منتهی درجه خود رسید و این خود مدیون تلاش و کوشش هنرمندان بزرگی چون بهزاد و شاگردانش و نیز حمایت بیدریغ شاهان هنردوست ایرانی در آن دوره میباشد .

 « راجر سیوری » در کتاب ایران عصر صفوی می گوید: در دوران طولانی سلطنت شاه طهماسب (دومین پادشاه صفوی ۱۵۲۴ – ۷۶) فنون مختلفی که هنر کتابسازی را تشکیل می دادند به منتهی درجه کمال رسیدند. وی اظهار می کند که شاه طهماسب نه تنها حامی هنر بود، بل خود نیز اوقات زیادی از جوانی را صرف آموزش نقاشی کرده بود، بسیاری از هنرمندان برجسته زمان، دوستان صمیمی وی بودند و او خود نیز در تذهیب مهارت داشت، وی به طراحی فرش آشنا بود و گفته می شود که شخصاً نیز طرح هایی برای فرش کشیده است . با توجه به اینکه در این دوره شهرهایی چون تبریز، قزوین و اصفهان عنوان پایتختی حکومت صفویه را یدک می کشیدند، صنعت قالیبافی به صورت پیشرفته در این شهرها پرورش یافت و هرکدام برای خود صاحب سبکی خاص شدند که تا سالها بعد نیز این تفاوت سبک باقی ماند. در این دوران قالیبافی در کارگاه های بزرگ و متمرکز در شهرهای فوق و دیگر شهرها برپا شد و قالی های نفیس و زیبایی چون قالی چلسی، شکارگاه، قالی شیخ صفی و … زینتبخش موزه های جهان گردیدند. به علت شهرت فرش های ایرانی در ممالک غربی، تجارت فرش مابین دولت صفویه و دولتهای اروپایی برقرار شد و برای اولین بار قالی هایی بصورت سفارشی (پولونز) در کاشان برای دربار لهستان بافته شدند و این خود سبب شد که قالی ایران جای خود را هرچه بیشتر در اقتصاد و هنر این مملکت باز کند . در این دوران بسیاری طرحها و نقوش زیبا که به دست هنرمندان طراح بر قالیهای این دوره نقش بست بصورت قاعده و قرارداد در دوره های بعد و تا زمان حال بکار رفت و طراحی فرش به عنوان هنری مستقل شناخته شد.

بعد از دوره درخشان و طلایی صفویه در دوره های بعد و در زمان حکومتهای افشار، زندیه و قاجار فرش نتوانست شکوهی به درخشش دوران صفویه داشته باشد. به علت بی ثباتی و جنگهای پی در پی در این دوران صنعت – هنر فرش دچار رکود شد و به تولیدات محلی و روستایی محدود گردید. در اوایل حکومت قاجار به علت ورود شرکتهای خارجی در هند و ایران بسیاری از هنرهای اصیل ایرانی رنگ و بوی فرنگی یافت به علت دخیل بودن سلیقه صاحبان شرکت های خارجی در تولید فرش، هنر طراحی فرش نیز آن اصالت و شکوه قبلی خود را کمرنگ دید و رنگها و طرحهای فرنگی مآب وارد طراحی فرش ایران شد که حال به علت غنا و اصالت عمیق هنر ایرانی این طرح ها نیز هضم و جذم طراحی ایرانی گردید و چیزی از هنر طراحی فرش ایرانی کاسته نشد . با تاسیس مدرسه دارالفنون و مدرسه هنرهای مستظرفه توسط امیرکبیر و استاد حسین طاهرزاده سعی در ایجاد حرکت و پویش در هنرهای سنتی ایران و از جمله هنر طراحی فرش شد که خود تا حدودی قابل ستایش است و بسیاری از طرحهای اصیل و قدیمی ایرانی به دست هنرمندان تحصیلکرده در مدرسه هنرهای مستظرفه احیاء و تقویت شد و حتی به دیگر طراحان فرش این سرزمین مسیر و سمت و سوق داد . در اواخر حکومت قاجار با شناخته شدن بیشتر قالی ایران به عنوان یک کالای ارزشمند و بالا رفتن فروش آن در بازارهای جهانی شرکت های خارجی به سوی ایران هجوم آوردند . در شهرهای مختلف ایران چون اراک ( سلطان آباد ) ، همدان، کرمان و تبریز شرکتهایی تجاری شروع به تولید قالی به طور گسترده نمودند و به علت رونق گرفتن بازارهای خارجی فرش ایران، هنر طراحی قالی نیز شاهد رونقی دوباره اما نه با آن حال و هوای سالهای گذشته بود . از طرفی به علت گرم شدن بازار فرش بسیاری از بازاریان داخلی نیز دست به کار شدند و در بسیاری از نقاط ایران حتی در مناطقی که قالیبافی به آن صورت رونق نداشت ، کارگاههای قالیبافی تاسیس نمودند. به تولید قالیهای باب دندان کشورهای اروپایی مبادرت ورزیدند و به اینگونه اصالت بومی نقوش قالی دچار پراکندگی و از هم گسیختگی شد، بطوریکه عوارض آن تا زمان حال باقی مانده است . در سالهای اخیر با تاسیس شرکت فرش و بعد از آن دخالت سازمانهای دولتی دیگر در زمینه فرش، هنر قالیبافی دچار چندگانگی مضاعفی شد که هرچه بیشتر بر تضعیف این هنر – صنعت افزود .

طراحان فرش به سبکهای مختلف روی آوردند و حتی با ورود فرشهای ماشینی، بسیاری طرحهای عجیب و از جمله انواع تصاویر و عکسها بر روی قالی نقش بست، و بدعتی ناصواب شکل گرفت.

طراحی فرش به کجا میرود؟

بحث فرش چند مدتی است که با تاسیس رشته های فرش در چندین دانشکدهٔ مختلف در ایران و برپایی نمایشگاههای سالانه بین المللی فرش در کشورمان رونقی تازه یافته است. تولید فرش به علت های عدیده از جمله اشتغال زایی وافر آن یکی از عوامل مفید در توسعه اقتصادی کشور می باشد، مبحثی که حرفه های بسیاری را به دنبال داشته و دارد، تولید پنبه و پشم، طراحی قالی، رنگرزی، بافت، مرمت قالی و تجارت داخلی و خارجی آن از جمله منابع درآمد برای جمعیت کثیری از هموطنانمان می باشند. از این میان حرفه – هنر طراحی فرش یکی از اساسی ترین عوامل در تولید یک قالی است که خود دارای چندین بخش و مرحله مرتبط با هم میباشد: نخست طرح مدادی برروی کاغذ شطرنجی با   رج شمار مناسب و ابعاد متناسب کشیده می شود و این در اصل اسکلت کار می باشد و بقیه مراحل بر روی این طرح اولیه انجام می پذیرد. سپس بسته به نوع سبک نقاشی قالی (ترکی – فارسی)، رنگ بر روی طرح گذاشته می شود و یا مانند مناطق اطراف تبریز، قسمتهای رنگی را با شماره مشخص می کنند و بعد رنگ مورد نظر را جلوی آن شماره در کاغذ نوار مانندی به نام مستوره قرار می دهند. بعد از آن نوبت به نقطه کردن نقشه می گردد که در این مرحله طرح را به زبانی قابل فهم برای بافنده ترجمه می کنند و خود دارای قوانین و روشی خاص است. حال نقشه برای بافت آماده است. یک طراح قالی باید با طراحی سنتی و نیز با طراحی پایه تا اندازه ای آشنایی داشته باشد و اگر به کار نقاشی نیز می پردازد باید که با رنگ های سنتی ایرانی آشنایی کامل داشته باشد، از طرفی یک طراح باید با نحوه بافت یک قالی آشنا باشد تا زمان طراحی از اشتباهاتی که ممکن است برای بافنده مشکل ایجاد نماید بپرهیزد. طراحی قالی مانند بسیاری حِرَف سنتی دیگر سالهای مدیدی است که به روش استاد – شاگردی آموزش داده می شده و می شود، البته چندصباحی است که به هدف علمی کردن این حرفه – هنر، آنرا در دانشگاه ها تدریس می کنند و از آن جمله است رنگرزی، مرمت، بافت و … اما آیا می شود هنری را که بیش از هزاران سال قدمت دارد را در چندین ترم تحصیلی و به صورت آکادمیک به یک هنرجو آموزش داد. بنده که خود یکی از هنرجویان اینچنین دوره هایی هستم به شخصه مخالفت سوئی با این حرکت نداشته و ندارم اما آیا بهتر نیست که در کنار اینگونه آموزش ها، محقق و کارشناسانی را نیز تربیت کنیم که با آشنایی کامل با مکاتب و نقوشی گذشته و حال هنر ایرانی بتوانند با احیای موتیفها و نگاره هایی که سالها در نقاشی سنتی ما بکار می روند و شناساندن این نگاره ها به طراحان و هنرمندان این سرزمین و نیز احیای ترکیب بندیهای طلایی که در آثار گذشته ایرانیان نهفته است از منصرف شدن هنر سنتی ایران و نیز از یکنواختی طرح ها و نقوش جلوگیری کنند. آیا برای نوآوری در طرحهای فرش باید تابلو فرش کشید یا طرحهای فرش را با منو بازار یکنواخت کرد؟ چرا ما آورندهٔ باصطلاح مُد نباشیم و دیگر کشورها خود را با ما یکرنگ نکنند، حتی شاید با این کار بتوان از تقلیدهایی که کشورهایی مثل چین، هند و پاکستان از طرح های ما می کنند، جلوگیری نمود، آنها که قدرت سه هزار ساله طراحی و هنرمندی ما را در زمینه طراحی فرش ندارند، پس چرا کسی پاپیش نمی گذارد و فقط می توانند بگویند که فرش ایران مرده است و دیگر نمیتوان برایش چاره ای اندیشید. به هر حال احیای هنر مقتدر ایرانی نیاز به حمایت همه جانبه دست اندرکاران و دولتمردان ایرانی دارد، همانگونه که در زمان صفویه اتفاق افتاد، به آنچه که داریم بیاندیشیم نه آنچه که نداریم.

1- طرح های ایلی

این طرح ها از قدیمی ترین و اصیل ترین طرح ها در فرشبافی ایران بوده است ومخلوق ذهن قالیبافان بومی است. طبیعت و محیط زندگی آنها به ساده ترین شکلی در طرح این فرش ها منعکس شده است. از نقشه های منظم و مدون پیروی نمی شود و دارای زیبایی دلپسندی است.

طراحان فرش این طرح را از منطقه ای به منطقه دیگر منتقل کرده اند چنانکه از غربی ترین نقطه ایران به شرقی ترین منطقه راه یافته است.

گروههای فرعی این طرح ها اغلب منسوب به مناطقی است که طرح ابتدا در آنجا رواج پیدا کرده است و یا به نام اشخاصی است که دارای نفوذ محلی بوده اند و یا سفارش بافت آن را داده اند. نامهای معروف و قدیمی این گروه عبارتند از هیبت لو (مربوط به فارس و آباده) ، قشقایی بته ، افشاری، خاتونی، اردبیل، مزلقان ، خمسه ، ساوه، تفرش، هریس، مهربان، گوراوان، زنجان و مشکین شهر، بختیاری، کردی، یلمه، گبه (خودرنگ) ، سیستان، فردوس، سالارخانی، یعقوب خانی، سنگ چوبی، علی میرزائی، جان بیگی، جانمازی،جوین، موسی آباد، بلوچستان، ویس، قرجه، سنه و دسته گل.

2- هندسی : دراین طرح از انواع اشکال هندسی استفاده می شود، معمولا خطوط زاویه دارند و بطور دورانی و قوسی شکل حرکت نمی نمایند.

گروههای فرسی مهم این طرح عبارتند از: هندسی بندی قابی، هندسی ترنجدار، هندسی محرمات ، هندسی لچک ترنج (شاخه شکسته)، هندسی کف ساده ، هندسی خطائی، هندسی ستاره(موزاییک)، هندسی خاتم شیرازی و هندسی جوشقانی.

3- محرمات:  طرح محرمات به طرحهایی در فرش اطلاق می گردد که قطعاتی از یک نقشه در طول فرش تکرار می گردد و عرض فرش در متن به چند ردیف تقسیم می گردد و هر ردیف آن از رنگ و طرح مشخص از ابتدا تا انتهای فرش ادامه پیدا می کند و بطور راه راه ترسیم می گردد. این طرح در بعضی از نقاط ایران به نام قلمدانی مشهور است.

گروه های فرعی طرح محرمات عبارتند از قلمدانی سراسری، گل ریز با زمینه یکرنگ و بته با زمینه الوان.

4- محرابی :  طرح اصلی محرابی از طرح محراب الهام گرفته شده است و تزئیناتی از قبیل قندیل ها و ستون ها و سرستون ها و گل و برگها به آن اضافه شده است.

گروههای فرعی این طرح به نامهای محرابی درختی ، محرابی گلدانی ستونی محرابی قندیلی ، محرابی گلدانی و محرابی دورنما شهرت دارد.

5- ماهی درهم این طرح در ردیف طرحهای بومی و ایلی است. بافت آن مانند سایر طرح های هندسی ذهنی است و از روی نقشه بوجود نیامده است. خوشبختانه زیبایی این طرح ، طراحان فرش را برآن داشته است که آنرا بصورت یک طرح منظم و مدون و با حفظ ویژگیهای قدیمی آن ، پیاده نمایند.

این طرح در بیرجند(یکی از شهرهای استان خراسان) بافته می شده و به تدریج به سایر مناطق فرشبافی ایران راه یافت. چنانکه امروز از شرق تا غرب و همچنین در نواحی مرکزی ایران یعنی از استان خراسان تا آذربایجان و همدان و اراک رواج پیدا کرده است.

گروه فرعی منشعب از آن عبارتند از : ماهی هرات ، ماهی فراهان و زنبوری، ماهی سنه یا کردستان ، ریزه ماهی یا خرده ماهی و ماهی درهم بندی.

6- گلدانی: درطرح گلدانی اغلب شکل گلدان در اندازه های مختلف به چشم می خورد. گاه یک گلدان بزرگ پر از گل تمام فرش را می پوشاند. گاه چندگلدان کوچک بطور متقارن در اطراف متن و یا دنبال هم سرتا سر متن را فرا می گیرد.

گروههای فرعی این طرح عبارتند از : گلدانی ختائی، گلدانی دوطرفه، گلدانی محرابی، گلدانی سراسری ، گلدانی ظل السلطان(گل وبلبل) ، گلدانی حاج خاتمی ، گلدانی تکراری، گلدانی لچک ترنج و گلدانی یکطرفه.

7 - گلفرنگ:  طرح گلفرنگ ترکیبی است از طرحهای اصیل ایرانی با گلهای طبیعی ، مخصوصا گل سرخ. در این نوع قالی از رنگهای تند و روشن مخصوصا رنگهای سرخ استفاده می شود.

گروههای فرعی این طرح را گل سرخ (لچک ترنج) ، گلفرنگ بیجار ، گلفرنگ مستوفی، گلفرنگ ترنجدار، گلفرنگ دسته گلو گلفرنگ گل و بلبل تشکیل می دهند.

قابی این طرح از قابهای چند ضلعی بوجود آمده است و از گروهای فرعی آن قابی اسلیمی، قابی قرآنی کرمان یا ستونی را می توان نام برد.

8 - شکارگاه : مشخصاتی که در مورد طرحهای درختی ذکر شده در طرحهای شکارگاه نیز وجود دارد ، اما در اغلب طرحهای شکارگاه ، حیوانات وحشی در حال شکار نقش بسته شده است. گروههای فرعی این طرح عبارتند از : شکارگاه درختی، شکارگاه ترنجدار، شکارگاه قابی، شکارگاه لچک ترنج و شکارگاه سراسری.

9- تلفیقی : علاوه بر طرح های نامبرده بالا که هریک برای خود دارای نام های مشخص و معین می باشند و تاریخچه قابل توجهی دارند به مرور زمان طرح های دیگری هم از ترکیب و تلفیق دو یا چند طرح بوجود آمده است.

از گروههای فرعی این گونه طرحها می توان طرحهای شاخه پیچ ترنجدار، سلسله ای ترنج دار، تلفیقی لچک ترنج، گلدانی بند اسلیمی، تلفیقی قاب قابی، تلفیقی دورنما، تلفیقی ترنجی دسته گل، تلفیقی سبزی کار، تلفیقی ترنجدار، تلفیقی ترنجی کف ساده، تلفیقی لچک ترنج کف ساده، تلفیقی لچک ترنج سبزی کار کف ساده وتلفیقی بندی دسته گل را نام برد.

در مورد تاریخ پیدایش فرش اطلاعات دقیقی نداریم لکن با توجه به آثار باستانی و کشفیات بشر بر ما مسلم شده است که هنرهایی نظیر سبد بافی،نمد بافی،زیلو بافی،جاجیم بافی و گلیم بافی همه و همه مقدمه ای بر پیداییش هنر قالی بافی بوده است و فرش های نخستین دارای طرحهای ساده و ابتدایی و شکسته و عمدتا ذهنی بافت بوده است  که جنبه استفاده روزمره داشته اند و محققان در مورد مهد فرش  بافی در ابتدا به مصر به عنوان  مهد این هنر فکر می کرده اند امّا با پیدایش  اولین فرش به نام پازیریک که در کوههای سیبری در سال 1949 توسط پروفسور رودنکو کشف گردید نظریات دیگر را باطل نمود و با توجه به این نمونه عملی، مهد قالیبافی  از سواحل رود نیل و دجله و فرات ، به آسیای مرکزی تغییر مکان داد و ثابت کرد که مهد هنر فرش بافی  در ایران بوده است.

  در مورد این هنر در دوره ساسانیان اطلاعات دقیقی در دست نیست معروفترین فرش بافته شده  در این  دوره فرش معروف بهارستان است که برای خسرو انوشیروان بافته شده است که این فرش تماماً زر بافت بوده  و ابعاد آن 450*90قدم بوده و طرح آن نیز نشان دهنده چهارفصل بوده است که در تاریخ آمده است هنگامی که ایران بوسیله ی اعراب فتح شد ، سعد از فرماندهان سپاه اسلام (اعراب) این فرش  را به مدینه  فرستاد تا قطعه قطعه کنند و بین مسلمین تقسیم شود.(بجای زین اسب از آن استفاده کردند)!!!

با ظهور اسلام  و با صرف نظر از تجمل گرایی تا دوره  خلفای عباسی  اطلاعات دقیق یا نمونه ای در دست نیست  امّا  در دوره خلفای عباسی  که به تجملات علاقه داشته اند این هنر جان دوباره ای گرفت تا آنجا که در تاریخ سعودی آمده است (به نقل از کتاب آموزش هنر قالیبافی-خانم پوراندخت نیرومند)"المستنصر خلیفه عباسی  قالی مصور به صور انسانی با کتیبه های پارسی داشته است و در کتاب حدود العالم از بافته های سیستان و بخارا  و قا لیچه های فارسی یاد شده است."

بر اساس نوشته  مقدسی، جهانگرد  عرب قانیات به بافت قالیچه های سجاده ای معروف بوده است در مورد صنعت قالیبافی  در دوره ی تیموریان می توان گفت:

 با توجه به علاقه ی شاهرخ به هنر ، این صنعت توانست در این دوران پیشرفت کند و در عین حال (اوزون حسن) ، موسس سلسله آق قیولون ها به این هنر توجه خاصی داشته است لکن با توجه به  نمونه های عالی باقی مانده از دوران صفویه  باید گفت که اوج هنر در ایران  خصوصا هنرهایی مثل کاشیکاری، قالیبافی ، منبت کاری، منقش کاری در این دوران بوده و در این دوران به اوج  شکوفایی خود رسیده است بطور مثال شاه طهماسب که خود علاقه به هنر داشته و از طراحان فرش در زمان خود بوده هنرمندان بزرگ را در تبریز  گرد آورد  و کمک قابل ملاحظه ای به آنها کرد  و در زمان شاه عباس این هنر به اعلا درجه ی خود رسید.

شاه عباس در اصفهان یک کارگاه دایر کرد  و در این کارگاه  فرشهای نفیسی برای دربار تولید نمود و پیشرفت قالی به انجام رسید که یکی از منابع  اقتصادی  آن دوران گردید و به دستور وی کارگاههایی در مشهد ،کاشان،شیروان،قره باغ،استر آباد، و گیلان دایر  گردید و فرشهای نفیسی همچون فرش اردبیل،چلسی و فرشهای زیبای دیگری  زینت بخش موزه های دنیا گردید .قالی بافی که در قرن (ده) و (یازده) به کمال خود رسیده بود رو به تنزل  گذاشت و دیگر نتوانست به دوران با شکوه خود بازگردد.

تاريخ ارسال: 1394/2/2

تعداد بازدید: 295

نظر بدهید...
نظر خود را در فرم زیر وارد کنید
نام:
ایمیل:
نظر:
متن داخل تصویر را وارد نمایید:
کد امنیتی
 |